دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
121
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
873 / 9 - 1468 ؛ و در قلمرو تحت نفوذ خود و امور داخلى آن ثبات برقرار سازد . با وجود اين ثبات به دست آمده فقط شامل تركستان غربى ، خراسان ، مازندران و بخشهايى از افغانستان امروزى ( كابلستان و زابلستان ) بود ؛ و لذا در اينجا نمىتوان از بازسازى امپراتورى تيمور و حتى گستره متصرفات امپراتورى شاهرخ صحبت كرد . امّا همين موفقيت محدود هم بدون جنگ و مجادله حاصل نشد . از زمان سقوط الغ بيك در ماوراءالنهر تغيير و تحولاتى صورت پذيرفته بود . سلطان محمد بن بايسنقر كه به فارس و عراق عجم راضى نبود به خراسان راند و در ماه مارس 1450 م . در نبردى نزديك مشهد و در يك لشكركشى پيروزمندانه ، ابوالقاسم بابر را مجبور ساخت تا بخشهايى از متصرفات خود را در اختيار وى قرار دهد . با اين همه كمى بعد سرنوشت جنگ به زيان او برگشت زيرا كه ابوالقاسم او را به زندان افكند و به قتل رساند و سيطرهاش را نيز بر سرتاسر خراسان گستراند ؛ و سپس به شيراز راند تا سرزمينهاى رقيب ساقط شدهاش را جزو متصرفات خود گرداند . هنگامى كه جهانشاه قراقويونلو كه يك زمانى از فرودستان شاهرخ به شمار مىرفت از تبريز به سمت شرق راند و شهر قم و ساوه را تهديد كرد ، ابوالقاسم بىدرنگ براى اين دو شهر حاكمانى منصوب كرد . البته انگيزه اصلى عمليات جهانشاه از سوى بابر فراهم آمد ، آن هم نه اوضاع بىثبات سياسى كه در شرق ايران و ماوراءالنهر برقرار بود ؛ چون بابر به رغم ضرب نام خود بر روى مسكوكات و خوانده شدن نامش در خطبه نماز جمعه ، در نامهاى كه به جهانشاه نوشت - اين نامه دربردارنده مهر سلطنتى بود نه يك نشان معمولى - خبر پيروزى خويش را بر سلطان محمد به اطلاع وى رساند و از او درخواست نمود تا باج منطقهء خود و خراج ايالت آذربايجان را كه پيشتر به شاهرخ مىپرداخت ، بعد از اين به او كه جانشين شاهرخ شده است بپردازد . بابر كه پيشتر قم و ساوه را نجات داده بود ، به اجبار به هرات برگشت . ظاهرا به دليل خبر دسيسه و توطئه علاءالدين و ائتلاف او با تركمانان ؛ ولى باطنا به موجب حمله سختى كه سپاهيان پيربداق فرزند جهانشاه به مردم كرده بود . در اين زمان راه براى توسعه و گسترش قراقويونلوها كاملا هموار شده بود . يك عامل ديگر اين بود كه قراقويونلوها روى دوستى گروههايى از مردم در جاهاى مختلف حساب باز كرده بودند . شاهزادگان تيمورى و ساير حاكمانشان به دشوارى مىتوانستند در برابر حملههاى پىدرپى تركمانان مقاومت كنند . از اين رو در رجب سال 856 / اوت 1452 سلطه تيموريان بر سرتاسر ايران و بينالنهرين كه هفتاد سال پيش به وسيله تيمور برقرار شده بود ، خاتمه يافت و بجز ابركوه كه يك سال بعد آن هم تسخير شد و نيز كرمان كه موقتا بازپس گرفته شد و پايگاهى براى جاهطلبيها و عمليات بلندپروازانه شاهزادگان تيمورى گرديد . اين شكستها ،